سلام بر محرم و تسلیت شهادت سالار شهیدان و یارانش
سلام بر محرم ، که شرف را در عطش معنا کرد... صدای زنگ کاروانش به گوش می
رسد ، دوباره غمی به پهنای آسمان ، بغضی به نازکی گلبرگ یاس ؛ باغ گلی به
همراه مردی غریب... سنگینی آن همه شقاوت به دوش دشتی به نام کربلا ؛ کربلا
چگونه تاب آوردی و آن همه بی رحمی را فقط و فقط با چند ترک روی پوستت نشان
دادی ؟ آیا تو هم شرمساری؟ نگاهت را به آسمان دوخته ای و باران را التماس
میکنی ؟ سلام بر محرم ، که شرف را در عطش معنا کرد... صدای زنگ کاروانش به
گوش می رسد ، دوباره غمی به پهنای آسمان ، بغضی به نازکی گلبرگ یاس ؛ باغ
گلی به همراه مردی غریب...سنگینی آن همه شقاوت به دوش دشتی به نام کربلا ؛
مگر نه اینکه بودنت به خاطر بودن اوست؟ آسمان ، چه شود که
بغضت ترک بردارد؟ به چه ذل زده ای ؟ شقاوت و بی رحمی را به انتها رسانده
اند ، باز هم انتقام ؛ آسمان تو خود شاهدی که آنان اهل انتقام اند،انتقام
محمد از فاطمه ، فاطمه از علی ؛ انتقام علی از حسین و انتقام حسین از
زینب...
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم آذر ۱۳۹۰ ساعت 17:9 توسط محمد علی رضائیان ابرقوئی
|