تبریک عید نوروز و آرزوی صحت و سلامتی


امام حسن عسکری علیه السلام :

12 بهمن ماه ورود تاریخی امام خمینی ( ره ) به ایران تا 22 بهمن ماه پیروزی
انقلاب اسلامی مردم ایران در سال 1357 ایام یوم الله دهه فجر مبارک باد
ای مردم، به درستی که خدای شما یکی است و پدر شما یکی است و همه شما از
حضرت آدم علیه السلام هستید و حضرت آدم علیه السلام از خاک است. به درستی
که بزرگوارترین شما نزد خداوند متعال با تقواترین شماست. برای شخص عرب
برشخص غیر عرب فضیلتی نیست مگر به سبب تقوا.
حضرت محمد ( ص )
16 آذر ماه روز دانشجو مبارک
انقلاب اسلامي ايران سرآغاز تحولي نو در عرصه دانش و دانش اندوزي است و روز دانشجو نماد دانش و عينيت بخشيدن به آرمان هاي بلند انقلاب و روز ارج نهادن به دانشجو و نمايش قدرت علمي دانشجويان و فتح قله هاي بلند علم و معنويت است.
اين روز بزرگ بر همه دانش پژوهان و دانشجوپروران مبارك باد.
خوب باش
گام اول: به قانون جامعهتان احترام بگذارید. قوانین به خاطر دلایلی به وجود آمدهاند. اگر به قانون احترام نگذارید به دیگران ضربه خواهید زد.
گام دوم: از یك قانون طلایی كه یكی از نشانههای خوب بودن است، اطاعت كنید. آنچه را برای خود میپسندید برای دیگران هم بپسندید و آنچه را برای خود نمیخواهید برای دیگران هم نخواهید.
گام سوم: توجه به خانواده و دوستان و حتی افراد غریبه به شما كمك میكند به یك انسان خوب تبدیل شوید. با دیگران همدلی كنید و وقتی كه به كمك احتیاج دارند، كمكشان كنید. به دوستانتان عشق بورزید. اول از همه به خودتان عشق بورزید. اگر خودتان را دوست نداشته باشید حتما دوستداشتن دیگران برای شماسخت خواهد بود.
گام چهارم: مثبت و شاد بودن شما را به یك انسان خوب تبدیل میكند. اگر باور دارید كه میتوانید خوب باشید پس حتما به انسان خوبی تبدیل خواهید شد. خوشحال بودن مسری است. وقتی شما خوشحال باشید اطرافیانتان هم با وجود شما خوشحال خواهند شد و این شما را تبدیل به یك فرد خوب میكند. شما باید خوشحال بودن را انتخاب كنید.
گام پنجم: انتخاب كنید كه انسان خوبی باشید. ذهن شما بسیار با قدرت و خارقالعاده است. اگر هر روز گزینه خوب بودن را انتخاب كنید، قطعا انسان بهتری خواهید شد.
گام ششم: وقتگذاشتن برای كمك به دیگران به شما كمك میكند. همیشه افرادی هستند كه وضعیت خیلی بدتری نسبت به شما دارند. تا حدی كه میتوانید به دیگران كمك كنید.
خوشحال بودن مسری است. وقتی شما خوشحال باشید اطرافیانتان هم با وجود شما خوشحال خواهند شد و این شما را تبدیل به یك فرد خوب میكند. شما باید خوشحال بودن را انتخاب كنید.
گام هفتم: قضاوت كردن و نكوهش دیگران از شما انسان خوبی نمیسازد. مراقب باشید كه در مورد دیگران چگونه فكر میكنید. نباید در مورد آنها بد فكر كنید. ذهن باز داشتن به شما كمك میكند انسان خوبی شوید.
و حالا خلاصه «بایدها و نبایدها» برای اینكه انسان خوبی شوید:
خوب بودن را انتخاب كنید، از دیگران تعریف كنید، بیشتر لبخند بزنید، سعی كنید در هر موقعیتی خوشحال باشید، با انسانهای دیگر ارتباط محكمی برقرار كنید، روحی یا جسمی به دیگران آسیب نرسانید و به دیگران احترام بگذارید
HIV چیست ؟
HIV مخفف Human Immunodeficiency Virus
به معنی "ویروس نقص ایمنی انسان" میباشد. ویروس ، یك ذره زنده خیلی كوچك
است كه میتواند تكثیر و پخش شود اما برای زندگی نیاز به موجود زنده دیگری
دارد. وقتی ویروس، سلولی را آلوده كند شروع به تكثیر در داخل آن سلول
میكند كه در نهایت منجر به آسیب آن سلول میشود. ویروسهای مختلف به
سلولها و بافتهای مختلفی از بدن حمله میكنند. برخی ویروسها به پوست، برخی
به دستگاه تنفسی و … حمله میكنند ، در حالیکه HIV به خود سیستم ایمنی حمله
میكند و این خصوصیت ویروس است که آنرا خطرناک کرده است. سیستم ایمنی،
گروهی ازسلولها هستند كه بدن را در برابر انواع عفونتها محفاظت میكند و
بدون آنها٬ توانایی بدن برای مبارزه با نواع عفونتها تضعیف میشود. لذا
وقتی ویروس HIV وارد بدن فردی شود به تدریج قدرت دفاعی بدن وی ضعیف می شود و
این فرد در برابر انواع بیماریها و عفونتها حتی آنهایی که در حالت عادی
بیماریزا نیستند آسیب پذیر میگردد.
انسان
میتواند توسط فرد دیگری كه به HIV مبتلا است آلوده شود و او نیز میتواند
بقیه افراد را آلوده كند و بر این اساس HIV منتشر میشود.
به فردی كه به HIV آلوده است( +HIV مثبت) اطلاق میشود.
این
روند قابل رؤیت نیست و راهی وجود ندارد تا با نگاه كردن به افراد بگوئیم
كه آیا به HIV مبتلا هستند یا خیر٬ ولی آزمایش خون میتواند پس از چند ماه از اولین تماس، ویروس را در خون آشكار كند.
افراد آلوده به HIV ممكن است سالها كاملاً سالم بمانند و حتی خودشان ندانند كه آلوده هستند.
ویروس ایدز (HIV) از چه راههایی سرایت می کند؟
{پوست سالم٬ یک سد بسیار قوی دربرابر ورود HIV وسایر ویروسها وباكتری ها است.}
1 - تماس جنسی نا امن
2- سرایت از مادرآلوده به جنین در داخل رحم و یا انتقال به كودك درطی دوران شیردهی
3- استفاده مشترک از سرنگ و سوزن آلوده جهت تزریق
4- سرایت از طریق خون و فرآوردههای خونی
يا حق
گويند حكيمي فرزند را چنين پند داد :
اي فرزند ،هزار حكمت آموختم واز آن هزار حكمت ،چهار صد بر گزيدم واز آن چهار صد، هشت حكمت به كار بستم ،كه اگر تو نيز آنها را بكار گيري ،هيچ مشكلي تورا پيش نيايد .
دو چيز را فراموش مكن : اول خدا را،دوم مرگ را،
دوچيز را فراموش كن :اول كسي كه به توبدي كرد ، دوم كسي كه به تونيكي كردي
اما چهار تاي ديگر :
اول : اگر به خانه اي وارد شدي نگهدار چشم را .
دوم : اگر بر مجلسي وارد شدي نگهدار زبان را .
سوم: اگر برسفره اي وارد شدي نگهدارشکم را.
چهارم: اگر برنماز ايستادي نگهدار دل را .


قران به جز از وصف علی آیه ندارد
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم
گفتا که علی نور بود سایه ندارد
پدافند غیرعامل چیست؟
واژه «پد» به معنای دفاع، جلوگیری یا محافظت و واژه «آفند» به معنای حمله، یورش و تهاجم می باشد.
به این ترتیب پدافند به معنای دفاع در مقابل حمله خواهد بود. این دفاع به دو صورت تعریف شده است:
الف) پدافند عامل: به معنای دفاع مسلحانه و نظامی از كشور
ب) پدافند غیرعامل: به معنای دفاع و محافظت غیرنظامی از كشورداستان جالب کلاه فروش
کلاه فروشی روزی از جنگلی می گذشت.تصمیم گرفت زیر درخت
مدتی استراحت کند.لذا کلاه ها را کنار گذاشت وخوابید.وقتی بیدار شد
متوجه شدکه کلاه ها نیست . بالای سرش را نگاه کرد . تعدادی
میمون را دید که کلاه را برداشته اند
فکر کرد که چگونه کلاه ها را پس بگیرد.در حال فکر کردن سرش
را خاراند ودید که میمون ها همین کارراکردند.اوکلاه راازسرش برداشت
ودید که میمون ها هم ازاوتقلید کردند.به فکرش رسید… که کلاه
خود را روی زمین پرت کند.لذا این کار را کرد.میمونها هم کلاهها را
بطرف زمین پرت کردند.او همه کلاه ها را جمع کرد وروانه شهر شد
سالهای بعد نوه او هم کلاه فروش شد.پدر بزرگ این داستان را برای نوه اش
را تعریف کرد وتاکید کرد که اگر چنین وضعی برایش پیش آمد
چگونه برخورد کند.یک روز که او از همان جنگلی گذشت در زیر
درختی استراحت کرد وهمان قضیه برایش اتفاق افتاد
او شروع به خاراندن سرش کرد.میمون ها هم همان کار را کردند.او کلاهش
را برداشت,میمون ها هم این کار را کردند.نهایتا کلاهش رابرروی زمین
انداخت.ولی میمون ها این کار را نکردند
یکی از میمون هااز درخت پایین امد وکلاه رااز سرش برداشتودر گوشی محکمی به او زد و گفت : فکر می کنی فقط تو پدر بزرگ داری
نکته : رقابت سکون نداردبهداشت حرفه ای گامی است بسوی توسعه پایدار
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
من به امید غمت خاطر شادی طلبم ....
«به روایت افسانهها روزی شیطان
همه جا جار زد که قصد دارد از کار خود دست بکشد و وسایلش را با تخفیف
مناسب به فروش بگذارد. او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت.
این وسایل شامل خودپرستی، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرتطلبی و دیگر
شرارتها بود.
ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر میرسید، بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد ...
کسی از او پرسید: این وسیله چیست؟ شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی است .
آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است؟
شیطان
با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون این مؤثرترین وسیله من است. هرگاه
سایر ابزارم بیاثر میشوند، فقط با این وسیله میتوانم در قلب انسانها
رخنه کنم و کاری را به انجام برسانم.
اگر فقط موفق شوم کسی را به
احساس نومیدی، دلسردی و اندوه وا دارم، میتوانم با او هر آنچه میخواهم
بکنم. من این وسیله را در مورد تمامی انسانها به کار بردهام. به همین
دلیل این قدر کهنه است.»
هفتم مهرماه روز ایمنی و آتش نشانی بر کلیه پرسنل زحمت کش این حوزه مبارک باد .
اول شهریور ماه .............. روز پزشک ( بزرگداشت بوعلی سینا )
پنجم شهریور ماه ............ روز دارو سازی ( بزگداشت زکریای رازی )
سیزدهم شهریور ماه ........ روز بهورز
صدای پای عید می آید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است.. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاک ترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.
پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید فطر را به
حضور تمام شما عزیزان تبریک عرض می کنیم و امیدوارم ماه مبارک رمضان همچنین
عید سعید فطر بر تمامی شما مبارک باشد.. ![]()
![]()
سوم خرداد ماه سالروز آزاد سازی خرمشهر بر ملت عزیز ایران گرامی باد .
هنر کارگران است که ایران آباد
کار بسیار هنــــــــــــــــــر را بنیاد
همت ای اهل هنــــــــــر بار دگر
تا شــــــــــود کل وطن خرم وشاد
روز کارگر گرامی باد
.
.
.
دست هایت که آیینه تلاش روزگارند، پر برکت باد!
توانِ دست هایت را می ستایم
ای سازنده ترین نقش هستی در قاموس آفرینش
روز کارگر مبارک
خداوند بر تارک عرش تکیه زده، همه را جمع کرده بود تا مخلوق خود که اشرف مخلوقات است را رونمایی کند، آری او انسان بود و مایه فخر خدا... و نشست آرام، صبور و بردبار تا بیآموزد انسان را و ...
علم آدم اسماء کلها... آنگاه بود که اولین استاد بشر آموزگاری را به ما آموخت و از آن پس هر آنکه به این مقام والا مفتخر می شد شغلش را همطراز انبیاء می دانستند و من اکنون می گویم که اولین آموزگار بشر حضرت حق بود، این شغل شریف را پیامبران وارثند از او...
سركار خانم/جناب آقای ................
معلم/استاد بزرگوار ، صبور و دلسوز؛
این روز را که روز بزرگداشت مقام منیع معلمي/استادی نام نهاده اند مغتنم فرصتی است تا به شما وارث خداوند در زمین تبریک و تهنیت عرض نموده و وجود ارزشمندتان را در لباس شرافتمند معلمي/استادی بستایم که ... من علمنی حرفا فقد سیرنی عبدا ... که به راستی ستایش را لایق، و بندگی را سزاواریدانی که چرا خاک ز دستش افشاند یعنی که تمام هستی ام بود همین!
امشب دل سنگ کوچه ها می گرید یک شهر خموش و بی صدا می گرید
تشییع جنازه غریب زهراست تابوت به حال مرتضی می گرید
فرا رسیدن نهم اردیبهشت ماه 1391 روز جهانی ایمنی وبهداشت حرفه ای با شعار ارتقاء ایمنی و بهداشت حرفه ای در اقتصاد سبز را به همه تلاشگران عرصه ایمنی و سلامت شغلی تبریک و تهنیت عرض می نماییم.

در اوج تيرگي و ظلمت و جهل و عداوت، ولادت فرزندي پاك، پيامآور نور و رحمت و آزادي و سعادت بشريت شد. گرچه شيعي و سني در روز ولادت آن حضرت اختلاف نظر دارند اما در سال و ماه ولادتش تقريباً وحدت نظر است. شيعيان روز 17 ربيعالاول سال 570م را روز ولادت و اهل تسنن روز 12 ربيعالاول همان سال را روز ولادت پربركت منجي عالم بشريت ميدانند.1 بنابراين هفته وحدت يا سالروز ولادت آن حضرت مناسبت بسيار خجستهاي است تا در سايه نزديكي قلوب، در پي تحكيم وحدت و يكپارچگي بين يكديگر و همسو ساختن اهداف بلند اسلامي و حل مشكلات كشورهاي مسلمان بيش از پيش همت گماريم.
كسی كه این داستان را برام تعریف کرده، قسم میخورد که واقعی است. او تعریف میکرد که یک شب هنگام برگشتن از ده پدریاش در جایی میان گیلان و اردبیل، به یاد حرف پدرش میافتد که میگفت جاده قدیمی با صفاتر است و از وسط جنگل رد میشود! او هم به جای این که از جاده اصلی حركت كند، راه خود را به سمت جاده قدیمی و جنگلی كج میكند! او خود اینطور تعریف میکرد كه:
«منِ ... حرف بابام رو باور کردم و پیچیدم تو خاکی؛ بیست کیلومتر از جاده دور شده بودم که یهو ماشینم خاموش شد و هر کاری کردم روشن نمیشد. وسط جنگل، داره شب میشه، نم بارون هم گرفت. اومدم بیرون یه کمی با موتور ور رفتم؛ دیدم هم دارم خیس میشم و نه اینكه از موتور ماشین سردرمیارم! راه افتادم تو دل جنگل، راستِ جاده خاکی رو گرفتم و مسیرم رو ادامه دادم. دیگه بارون حسابی تند شده بود. با یه صدایی برگشتم، دیدم یه ماشین خیلی آرام و بیصدا بغل دستم وایساد. من هم بیمعطلی پریدم توش. این قدر خیس شده بودم که به فکر این که توی ماشینو نیگا کنم هم نبودم. وقتی روی صندلی عقب جاگرفتم، سرم رو آوردم بالا واسه تشکر، دیدم هیچکس پشت فرمون و صندلی جلو نیست! خیلی ترسیدم. داشتم به خودم میاومدم که ماشین یهو همونطور بیصدا راه افتاد. هنوز خودم رو جمعوجور نکرده بودم که توی نور رعد و برق دیدم یه پیچ جلومونه! تمام تنم یخ کرده بود.
نمیتونستم حتی جیغ بکشم. ماشین هم همینطور داشت میرفت طرف دره. تو لحظههای آخر خودم رو به خدا اینقدر نزدیک دیدم که بابابزرگ خدابیامرزم اومد جلوی چشمم. تو لحظههای آخر، یه دست از بیرون پنجره، اومد تو و فرمون رو چرخوند به سمت جاده. نفهمیدم چه مدت گذشت تا به خودم اومدم. ولی هر دفعه که ماشین به سمت دره یا کوه میرفت، یه دست میومد و فرمون رو میپیچوند. از دور یه نوری دیدم و حتی یک ثانیه هم تردید به خودم راه ندادم. در رو باز کردم و خودم رو انداختم بیرون. این قدر تند میدویدم که نفس کم آورده بودم. دویدم به سمت آبادیای که نور ازش میومد. رفتم توی قهوهخونه و ولو شدم روی زمین، بعد از اینکه به هوش اومدم، جریان رو تعریف کردم. وقتی تموم شد، تا چند ثانیه همه ساکت بودند، یهو در قهوهخونه باز شد و دو نفر خیس اومدن تو. یکیشون داد زد: محمد نگاه کن! این همون ...ایه که وقتی ما داشتیم ماشین رو هل میدادیم، سوار ماشین ما شده بود