شماره های بازیافت

معنی شماره‌های بازیافت چیست؟

معنی شماره‏های بازیافت چیست؟

 

 

احتمالاً شما با پیکان‌های دنبال همی که نماد بازیافت هستند، آشنا هستید. در واقع، ممکن است فکر کرده باشید که آنها در حال تعقیب شما هستند! شاید قرار است آنها ناگهان ظاهر شوند تا به شما یادآوری کنند که زباله‌هایتان را تفکیک نکرده‌اید. 

 

 

ادامه نوشته

حفظ محيط زيست با مديريت زباله در منزل

حفظ محيط زيست با مديريت زباله در منزل

     زباله اصطلاحا به فضولات جامد، نيمه جامد يا مايعي گفته مي شود كه ظاهرا به درد نخور بوده و دور ريخته مي شود. زباله خانگي شايد مهمترين بخش زباله محسوب شوند كه در صورت تفكيك و مديرت صحيح بتوانند بخشي از سرمايه هاي ملي را باز گرداند.
ادامه نوشته

به مناسبت هفته هوای پاک

هوای پاک

بیست و نهم دی ماه در تقویم ما روز ملی هوای پاك نامگذاری شده و هر سال به این مناسبت به مدت یك هفته برنامه های نمادین برگزار می شود ، این هفته فرصتی برای تبیین ارزشهای زیست محیطی در کشور عزیزمان ایران می باشد و یاد آوری داشته ها و نیازهایی است كه به طور مستقیم به سلامت هموطنان ارتباط دارد.

بحث محیط زیست و هوای پاك یكی از شاخص های توسعه یافته در كشورهای در حال توسعه است و در كنار تمام پیشرفت های صنعتی به مقوله محیط زیست باید توجه ویژه شود.

حق مردم تنفس هوای پاك است و از این رو مسوولان و دست اندركاران می بایست برای تحقق این امر فعالیت و برنامه ریزی بلند مدت داشته باشند و هرگز خسته نشوند.

شعار ملی هوای پاك كه تا 29 دی ماه ادامه دارد،سوخت پاك ،خودروی پاك ،هوای پاك است.

بر این اساس هدف از نامگذاری این روز به نام روز ملی هوای پاک، آگاه سازی، جلب افکار عمومی، ایجاد حساسیت در بین اقشار مختلف جامعه به منظور بهسازی محیط زیست و احتراز از آلوده سازی بیشتر هوا به عنوان اصلی ترین عنصر حیات است.
روز شمار هفته هوای پاک سال 90
روز یکشنبه 25/10/90 صنعت و هوای پاک
روز دوشنبه 26/10/90 فضای سبز و هوای پاک

روز سه شنبه 27/10/90 سوخت و هوای پاک

روز چهارشنبه 28/10/90 دولت الکترونیک – هوای پاک

روز پنج شنبه 29/10/90 خودرو و هوای پاک
روز جمعه 30/10/90 حمل و نقل عمومی و هوای پاک

روز شنبه 1/11/90 پایش آلودگی محیط زیست و هوای پاک

 



محیط زیست و توسعه پایدار

توجه به محیط زیست در اقتصاد پایدار

نگراني هاي بشر در زمينه محيط زيست در ابعاد ملي، منطقه اي و جهاني هنگامي مشهود گرديد كه با توسعه صنعتي و استفاده از منابع معدود تجديد پذير و غير قابل تجديد ، كره مسكون رو به فزوني نهاد . توسعه ، از يك سو با صنعت وتكنولوژي و از سوئي ديگر با تخريب آلودگي هاي محيط زيست ارتباطي ارگانيك دارد . امروزه ديگر حتي از ديدگاه دوستداران و متخصصين محيط زيست نمي توان متوقع بود كه همر اه باتوسعه صنعتي كه از ملزومات پيشرفت و رونق اقتصادي بشر است محيط زيست دست نخورده و بكر باقي بماند زيرا كه رشد شديد جمعيت نيازها و ملزوماتي را خواستار است كه از طريق اينگونه فعاليتها پاسخگو مي باشد . مديريت محيط زيست نيز به دنبال چنين امر محالي نيست . ليكن تقليل آلودگي ها و كاهش اثرات تخريبي آن در حدي معقول و در روند توسعه پايدار(sustainable Development) به همراه استفاده از تكنولوژي هاي متعادل و منطبق با وضعيت فيزيكي جامعه جهت حفظ و تضمين سلامت ، رشد و بقاي حال و آينده موجودات زنده و همچنين بستر حياتشان مد نظر مي باشد . اين امر مهم از طرق مختلف مديريت صحيح ، آموزش و تحقيقات محيط زيست ، اعمال ارزيابي زيست محيطي(E.I.A) قبل و بعد از اجراي هرگونه پروژه عمراني (به ويژه صنعتي و معدني ) ، تصويب لوايح و قوانين لازم جهت پيشگيري و بالاخره كاربرد وسايل مورد لزوم و نظارت و پايش بموقع و صحيح ، ممكن مي گردد . چنانچه همزمان با صنعتي شدن يك جامعه به امر مهمي چون محيط زيست توجه نشود ، نه تنها توسعه اقتصادي حاصل نخواهد آمد ، بلكه گرفتاري هاي زيادي به بار مي آيدكه گاهي منافع حاصله از يك فعاليت صنعتي براي جامعه ، در دراز مدت كلاً در راه جبران خسارت وارده از آن منافع صرف خواهد گرديد . در بسياري از موارد با كاربرد تكنولوژي سازگار ، هم محيط زيست محافظت مي گردد و هم با استفاده از پسماندهاي باقيمانده از يك فعاليت صنعتي ديگر ، نه تنها از به هدر رفتن منابع طبيعي و انساني تا حدود زيادي جلوگيري مي شودبلكه با حفظ منابع تجديد ناپذير يك كشور به همراه حفاظت محيط زيست به بودجه اقتصادي جامعه نيز كمك شاياني خواهد شد .

محیط زیست و انسان

انسان و محيط زيست

 انسان با محيط زيست خود در ارتباط متقابل است ؛ بدين معني كه از يك سو ، ادامة حيات انسان مستلزم بهره مندي از منابع و موهبت هاي محيط زيست است و از سوي ديگر ، سبك و نحوة زندگي انسان نيز بر محيط زيست او تأثير مي گذارد . اين ارتباط متقابل مي تواند سازنده يا مخرّب باشد . متأسفانه ، پارادايم زندگي غربي كه در سه سدة اخير نضج گرفته و گسترش يافته است ، شيوة زندگي بشر را به سمت هجمه بر طبيعت و تخريب محيط زيست سوق داده است .

همه روزه گزارشهاي متعددي از لطمه ها و خسارتهاي جبران ناپذيري كه افراد بشر به محيط زيست وارد مي كنند در جهان منتشر مي شود. توجه يك سويه به رشد اقتصادي در اغلب كشورهاي جهان ، موجب اضمحلال منابع طبيعي شده و بسيار فراتر از آستانة تحمل طبيعت ، به آن صدمه زده است .



دخالتهاي بي رويه و نسنجيدة بشر نظم حاكم بر اكوسيستم را مختل كرده است . تخريب طبيعت براي پاسخگويي به حرص پايان ناپذير و عطش سيرناشدني مصرف، پسماندها و ضايعاتي بر طبيعت تحميل مي كند كه بيش از حد تحمل و ظرفيت آن است و قانونمندي هاي آن را به بازي مي گيرد . اگرچه طبيعت در درون خود آنتروپي هاي منفي ايجاد مي كند تا با اخلالگرانِ در آن به مبارزه برخيزد ، فشار تخريب و سرعت و عمق ويراني به حدي است كه قواعد بازي ناديده گرفته مي شود و نظام برنامه ريزي شدة طبيعت از پاسخگويي به آن عاجز مي ماند. رفتارهاي بشر اغلب ، با اصول پايداري در تناقض اند . ادامة اين رفتارها آثار ناخواستة فراواني را بر اكوسيستمها وارد مي كند و زندگي نسلهاي فردا را به مخاطره مي اندازد . رهبران و مديران جهان بايد با اكتساب آگاهي از واقعيتهاي تلخ محيط زيستي ، و بسط و تعميق آن آگاهيها در بطن جوامع ، به مديريت صحيح منابع بپردازند و بر عطش پايان ناپذير مصرف مهار زنند و تاراج منابع محدود طبيعت را متوقف كنند. در اين زمينه لازم است سياستهاي راهبردي چندمنظوره اي اتخاذ شوند تا با اجراي آنها از انهدا م طبيعت جلوگيري شود و از طريق نيروهاي كمكي و تزريق نيروي محركة مورد نياز ، طبيعت احيا و بازسازي شود.